کاروند پارسی

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «شعر به نام خداوند جان و خرد» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : رنگ ارغوانیِ جشن مهرگان و میان‌بُرهای ناخودآگاه در ادراک ادبیات و رودِ ماهِ جان و چکیدۀ کتاب ایرانیان و رؤیای قرآن پارسی و نوروز در تفاسیر قرآن و دانشکدۀ ادبیات وارث زیبایی شناسی بازگشت قاجاری و براهنی و انفعال در عشق و خاتم النغمات پارسی: (به یاد استاد شجریان) و بیداد شجریان در گردنۀ آهوان و قرانتینات (1-5): شوخیهای ایام قرنتینه و داستان کوتاه : بهداشت دندان و داستان کوتاه: شاهنامۀ کوچک من و داستان کوتاه: بادگاه نوروزی و داستانک: سینمای هاجر جان و داستان کوتاه: چــُـــــــروخ و داستانهای کوت

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت کاروند پارسی دسترسی پیدا کنید

رنگ ارغوانیِ جشن مهرگان

اا═..═════════╔رنگ ارغوانیِ جشن مهرگاناا═════════..═╚برخی قصیده‌های مهرگانی – این نامگذاری از فرخی سیستانی است – که از ادبیات درباری به یادگار مانده است، رنگ ارغوانی، فضای جشن مهرگان را درخود گرفته است. سفرۀ ارغوانی، جامۀ ارغوانی، بادۀ ارغوانی، زر ارغوانی، و سنگهای قیمتی متمایل به ارغوانی مانند لعل و یاقوت و عقیق، از ایماژهای پر بسامد در چکامه‌های ارغوانی مهرگان است. در چکامه‌های ستایشی برخی شاعران ما از جمله ازرقی هروی و مسعود سعد سلمان، امیر معزی رنگ ارغوان جلوۀ ویژه‌ای دارد.گزیده‌ای از یک...

ادامه مطلب

میان‌بُرهای ناخودآگاه در ادراک ادبیات

وقتی خیلی سریع و ناخودآگاه نسبت به یک اثر هنری، یا یک هنرمند موضع می‌گیرم؛ بی‌درنگ، تحسین یا تقبیحش می‌کنم دچار یک «سوگیری ناخودآگاه» هستم. یک میان‌بُر ذهنی دارم برای کشاندن موضوع زیر چتر آگاهی و حتی میل خود. تقریباً همۀ ما خوانندگان ادبیات، منتقدان یا پژوهشگران هنر از این میان‌برها در جیبِ ذهن داریم و در کنشگری هنری، میان‌برهای خود را نیرو می‌بخشیم و گسترش می‌دهیم.سوگیری ناخودآگاه و پیش‌آموخته، مغز را قادر می‌کند تا حجم زیادی از اطلاعات را در یک لحظه، پردازش کند. معمولاً مغز می‌تواند آگاهانه ...

ادامه مطلب

رودِ ماهِ جان

مُهر هزار مرز بر‌ پیشانی‌ام خوردهاما هرجای زمین که بنشینممُقیم خـاکی کوچـه‌های تواماز تو چگونه بگذرد این تناین تن که در سینه‌اشتپه‌های پاکِ تو می‌تپد؛این تن که مویرگ‌هاشدر «چشمه‌یِ زندگانی» تو شناورند؟زمین را سراسر گشته‌ام؛فقط تویی تنم و تنم از توستای ماهِ رونده در من!زلال جاری در تن!هر جای جهان که بیُفتمنمازم می‌شکندالا در مخمل آغوش تومگذار بگذرم از توهر جای زمین که بکارندمریشه‌هایم تا چشمه‌های تو می‌دوندتا دو کناره‌ی سبزِ آبی‌اتشاخه‌هایم به سمت تو خم می‌شوندتا کوچه‌باغ مهتابی‌اتمگذار بگذرم ا...

ادامه مطلب

چکیدۀ کتاب ایرانیان و رؤیای قرآن پارسی

کتابایرانیان و رؤیای قرآن پارسیمحمود فتوحی رودمعجنیتهران: انتشارات سخن. 1403243 صاز دیرباز شنیده ایم و همچنان تا به امروز می شنویم که «شاهنامه، قرآنِ عجم است»؛ «مثنوی، قرآنِ پارسی است»؛ «دیوان حافظ، لسان الغیبِ پارسی زبانان است». این گزاره ها همه گویای این واقعیت است که پارسی گویان از دیرباز تا به امروز، رؤیای دستیابی به یک اَبـَرمتنِ وَرجاوندِ پارسی را در سر می پرورانده اند؛ کتابی پارسی که از شأنِ فرهنگی و فَـرَّه مندی یک متنِ آسمانی برخوردار باشد. این رؤیای دیرین و پایدار با چیرگی گفتمان دین اسلام و زبان عربی بر فضای سیاسی و دینی سرزمین های پارسی گویان، زاده شده و در بستر تاریخ هزار و دویست سالۀ ادبیات پارسی دری هر از گاهی از گفتار و نوشتار یکی از سخنوران سرشناس پارسی گوی سربرآورده است.مسألۀ این کتاب، صورت بندی تاریخی همین رؤیای دیرینه است؛ یعنی اندیشۀ متن مقدس پارسی که چونان یک آرمان م...

ادامه مطلب

نوروز در تفاسیر قرآن

بسیاری از مفسران بزرگ قرآن نوشته اند که «یوم الزینة» در داستان موسی (ع) جشن نوروز (به عربی ألنیروز) بوده است.موسی آنگاه که خواست معجزۀ خود را بر ساحران آشکار کند: ﴿ قَالَ مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ وَأَن يُحْشَرَ النَّاسُ ضُحًى ﴾ [ طه: 59]. «گفت هنگام نامزد کرده مرا با شما "روز آرایش" است* آن گه که مردمان با هم آیند چاشتگاه.» (ترجمه از کشف الاسرار).در توضیحاتِ مفسران قرآن، یوم الزینه، روز آراستن و تزئیین بوده، مردمان پیش از ظهر در یکجا جمع می شده اند؛ سالی یک بار رخ می داده (عید)، و بازار همگانی هم برگزار می شده است. مفسران چنین صفاتی را در سه روز شناخته شده و مشهور می دیده اند: جشن نوروز ایرانیان، عاشوراء (جشن نجات موسی و هلاک فرعون)، و روز سبت یهودیان.(برای دیدن متن تفسیر روی واژۀ آبی النیروز در هر تفسیر کلیک کنید)1) تفسیر مقاتل بن سلیمان (ف 150 ق)مَوْعِدُكُمْ يَوْمُ الزِّينَةِ ي...

ادامه مطلب

دانشکدۀ ادبیات وارث زیبایی شناسی بازگشت قاجاری

...

ادامه مطلب

براهنی و انفعال در عشق

براهنی گرچه در سیاست و نقد ستیهنده بود و زبانی گزنده داشت اما در عشق و نگارش تجربۀ عشقی، منفعل و بی اراده و اثرپذیر است. منِ شاعرانه اش در تغزل با معشوق، برگ کاهی است در مصاف تندباد. این وادادگی و انفعال را بیش از هر چیز با فعل سببی برای متکلم وحده (من) می بینیم. دلبستگی فراوانش به کاربرد فعل سببی حاکی از مدهوشی او در برابر معشوق زیباست؛ کاربردهای نامأنوس فعل سببی او، بیش از دیگر تکنیک زبانی وی توجه خوانندگان و منتقدانش را به خود جلب کرده است. این سطور را بخوانید:▫️یادگارم کن به دیوارهای هیچ و بنویسانم▫️حالا نگو که شهر مرا آفتاب می رواند/ یک زن نمی رواند/ مرا به او بخواهانید / شخصا مرا نمی خواهد▫️می آورانی ام در پیش خویش / و بعد از خویش می روانی ام/ دیگر چه چیز برایم مانده به جز این که می دوانی ام، می آورانی ام و می روانی ام ؟(شکستن در چهارده قطعۀ نو برای رؤیا و عروسی و مرگ؛ آذر 1372)▫️من ...

ادامه مطلب

خاتم النغمات پارسی: (به یاد استاد شجریان)

چَه چَهِ بال فرشتگانکه در لاجورد جانها فرو می پاشندتنها از حنجرۀ تو برمی آیداز جهان جان می گیردت  می پیچدت در چنگ تار و نتتا گوشه ای شوی از نغمات وجودآوای هست و نیستبی رنگ و بی نژادبی هر اعتقادبی سعادت است که نمی نیوشدَتسنگواره است که نمی خواهدت بشنودسفیه است که نمی گذارد بشنویمتنغمه های لاهوتی از جهان جان تو بالا می آیندپیام آوری با اعجاز آوازویولون برابر کمانچه بربط  در برِ دفمضراب بر شانۀ تار همه ایستاده به تحریر وحی اعجاز حنجرۀ پارسیخاتمُ النغمات است   ...

ادامه مطلب

بیداد شجریان در گردنۀ آهوان

نومیدانه مانده ام در میدان خروجی سمنان به سمت مشهد. میدان استاندارد. چمدان کوچک قرمزی را که تازه خریده ام گذاشته ام کنار پایم و با چند نفر مسافر دیگر دور آتشِ پیرمرد گرم می شویم. پیرمرد دستفروش که تما...

ادامه مطلب

قرانتینات (1-5): شوخیهای ایام قرنتینه

قرانتینات (1): قبله ی عالم در قرنطینهاطباء زنجفیل و لیمون و الکل تجویز کردند برای دفع کرونا. یک مرض است تجار و طُلاب آورده اند از مملكت ماچین. فرمودیم زودتر بخرند بیاورند. خریدارباشی خبر داد زنجفیل یک...

ادامه مطلب

داستان کوتاه : بهداشت دندان

روی لباس رئیس پاسگاه همیشه لکه های عرق خشک شده بود مثل نقشۀ جغرافی روی دیوار کلاس پنجم که نم زده بود و روی دریای خزرش نمِ کاه گل یک ابر قهوه ای درست کرده بود. بچه ها را در سرازیری تپه پشت مدرسه نشاندند مرتب توی صف. ما کلاس اولی ها جلوی همه نشستم روی خاک. خوب می توانستم از نزدیک همه چیز را ببینم.آقای مْدْیر، یک پاکت مقوایی از کیفش در آورد و از توی آن چیزی در آورد مثل یک...

ادامه مطلب

داستان کوتاه: شاهنامۀ کوچک من

تا سی و هفت نوروز پس از آن اسفند سیاه، آنقدر این حماسه را مشق کرده ام که دیگر یقینم شده وقتی همه از نیزار برگشتند من با عقل سرخ مانده ام تا امروز که آخرین سیزده بدر قرن چهارده خورشیدی است. توس مانند تمام شهرهای بزرگ جهان در قرنطینۀ یک ویروس انسان کُش است. نمی توانم بروم ماهی سرخ و سبزۀ نوروزی را به آبهای روان بسپارم. می رویم پشت بام هفت طبقۀ منزل دایی. توس آرام و استوار خوابیده: «شهر خاموش من آن روح بهارانت کو؟ شو وشیدایی انبوه هزارانت کو؟»حماسۀ نیزار را برای دایی می گویم:...

ادامه مطلب

داستان کوتاه: بادگاه نوروزی

کم کم ریسمان های مویی بلند از خانه ها روی دست دخترها روانه ی باغهای اطرافِ ده می شد. عصر روز اول عید، زنهای جوان و دخترها دسته دسته میu200eرفتند پای درختهای بلند گردو: درخت جوز روغنی، درخت جوز باصفت، و ه...

ادامه مطلب

داستانک: سینمای هاجر جان

بعد نماز زن عمو دست محمد را گرفت و من و فریدون هم دنبالش توی تاریکی می دویدیم تا رسیدیم به جلوِ بهداری. توی میدان روی زمین پلاس و زیلو و خرجَواله پهن کرده بودندو مردم نشسته بودند رو به دیوار خانۀ «محمدحسن هاجرجان». پارچۀ سفیدی زده بودند به دیوار؛ همه رو به پارچۀ سفید نشسته بودند. مردها یک طرف و زنها یک طرف. پشت سر جمعیت، میز بهداری بود و رویش یک سفرۀ سفید. روی میز یک...

ادامه مطلب

داستان کوتاه: چــُـــــــروخ

تا چند لحظۀ دیگر همه چیز نجس می شد: دیگهای بزرگ روی آتش،آتش زیر دیگها، کنده ها و آب انگور، بخار نقره ای آب انگوری که در هوای خنک آبان پریشان می شد. حتی دور تا دور دیگدانها تا فاصلۀ دو متر.کسی نباید نز...

ادامه مطلب

داستانهای کوتاه من را در کاروند بخوانید:

1.) شاهنامۀ کوچک من 2) چروخ انگور3) سینمای هاجر جان4) بادگاه نوروزی 5) بهداشت دندان6) قرانتینات: شوخیهای روزگار ویروس کرونا...

ادامه مطلب

صائب تبریزی و اخلاقیات ایرانی

به مناسبت دهم تیرماه روز صائب صائب تبریزی ( 1000- 1087 ق) شاعر پر کار و بلندآوازۀ قرن یازدهم در شعرش آموزه های اخلاقی را بیش از دیگر شاعران همروزگارش بیان کرده است. در روزگار وی گفتمان غالب شعر پارسی...

ادامه مطلب

دَری گونه ای است از زبان بزرگ پارسی

به دوست گرامی جناب دکتر قائم مقامی درود می فرستم که مقاله «دری و پارسی هرگز! پارسیِ دری آری» (1) را به دید انتقادی خوانده اند و نکته هایی بر آن گرفته اند. برخی خرده های ایشان، پذیرفتنی است مثل اغلاط م...

ادامه مطلب

ادبیات و ارزش هایش

ارزش عبارت است از آنچه مُفید و شایستۀ نگهداری است یا آنچه خوب و خیر است. ارزش های اجتماعی ، عبارت است از خیرِ مطلوبِ اجتماع انسانی یا آنچه برای انسانِ اجتماعی مفید و نافع است. آثار ادبیِ حاوی و حاملِ چیزهایی بوده اند که برای مردمانی در زمان ها و مکان ها ی مختلف مفید و ارزنده بوده است و هم از این روست که بسیار خوانده می شوند و درخشان و ماندگارند. ارزش های مُندَرِج در شاهکارهای ادبیات جهان که از مرزهای زمان ، مکان ، زبان ، دین و فرهنگ فراتر رفته و می روند در شمار ارزش های پایدار تاریخ و انسان هستند. یک شاهکار ادبی ، نظامی از ارزش هاست که در یک فرهنگ جاری و پایدار است. از این رو شاهکارهای ادبی انبوهی از ارزش ها و موضوعات خواندنی و قابل پژوهش در حوزه های علوم انسانی را در بر دارند. گزاف نیست اگر بگوییم عالمان شاخه های مختلف علوم انسانی می توانند اطلاعات مطلوبی دربارۀ ارزش ه...

ادامه مطلب

شم ادبی سرمایۀ منتقدان و ویراستاران

شم ادبی از رهگذر خواندن مستمر شاهکارهای زبان حاصل می‌شود. اگر یک دانشجوی کتاب‌خوان در رشتۀ ادبیات فارسی‌‌، بتواند در طول ‏تحصیل خود با ح...

ادامه مطلب

سبک و پادسبک: پژواکهای سبکی

از پس هر سبکی، سبکِ متضاد یا «پادسبک» آن پدیدار می شود. سبک مانند یک موجود زنده از نطفه ای کوچک می زاید و آرام آرام می بالد؛ اوج می گیرد، قدرتمند و فراگیر می شود. پس از مدتی به تدریج رو به پیری و زوال می رود. دوران انحطاط یا بی رمقی سبک، دورانی است که الگوها و شاخصهای آن عادی، فراگیر و بی تأثیر می شوند. وقتی گفتمان ادبی از الگوهای مأنوس و مکرر سبک اشباع شود آفرینش ادبی جز تکرار و کلیشه چیزی پدید نمی آورد. در چنان شرایطی تلاشهای نوخواهی، سازِ مخالف می نوازند و نوآوری را در روگردانی از جریان مسلط می جویند. رفتارهای خلاف عادت به فضای بی رمق ادبی، تازگی و نشاط انقلابی می دهد. جرقه های سبک جدید زده...

ادامه مطلب

نوروز در قرن دوم و چهارم

نوروز هر جا نوروز هست آنجا ایرانشهر است.هدایای نوروزی در دربار معاویه در شام سالهای 40 هجری ومن جوده (عبیدالله بن عباس اجود اهل الحجاز): أن معاوية بن أبي سفيان أهدى إليه وهو عنده بالشام من هدايا النيروز حللاً كثيرة ومسكاً وآنية من ذهب وفضة ووجهها مع حاجبه، فلما وضعها بين يديه نظر إلى الحاجب وهو ينظر إليها، فقال: هل في نفسك منها شيء? قال: نعم والله، إن في نفسي منها ما كان في نفس يعقوب من يوسف عليهما السلام؛ فضحك عبيد الله، وقال: فشأنك بها فهي لك. (عقد الفرید، لابن عبد ربه) آوازهای نوروزی در بغداد آوازهای نوروزی در دربار المکتفی بالله (متوفی 290 قمری/ 908 میلادی) خلیفه عباسی در بغداد وأما الصوت...

ادامه مطلب

جای خالی ادبیات در علوم انسانی ایران

پرسشی که ذهن بسیاری از دانشجویان و پژوهشگران ادبیات را مشغول خود می دارد این است که چرا در بحث و جدلهای پیرامون علوم انسانی ایران، نامی از ادبیات، «مطالعات ادبی» یا «ادبیات شناسی» شنیده نمی شود؟ هرگاه پای علوم انسانی در میان است سخن از جامعه شناسی، علوم سیاسی، اقتصاد، گاهی تاریخ و زبانشناسی می رود ولی از نظریۀ ادبیات، نقد ادبی حتی آثار ادبی، که همیشه نقش مؤثری در بازنمایی و نقد ارزشهای فرهنگی و تغییر نگرشهای اجتماعی داشته و دارند چندان سخنی در میان نیست. آیا مطالعات ادبی - که موضوعش (ادبیات) ظرف ارزشها و تجارب اجتماعی و فرهنگی است - در زمرۀ دانشهای علوم انسانی به شمار نمی آید؟ فراتر از این...

ادامه مطلب

ابیاتی از شعر وقوعی قرن دهم

در چند سال اخیر فرصتی دست داد تا هزار بیت وقوعی از دیوانهای وقوعیان و تذکره های قرن دهم و پس از آن گردآوری کنم. امیدوارم که بتوانم آنها را به خوانندگان عزیز شعر فارسی تقدیم نمایم. بیتهای وقوعی گرچه خالی از خیال و مجاز و استعاره است، اما جزئیات حالات و رفتارهای عاشق و معشوق را با دقت به تصویر می کشد. البته نه تصویر خیالی، بل تصویر زبانی نزدیک به امر واقع. شما می توانید حالت چهرۀ معشوق را در بیت 1، 11، در ذهن مجسم کنید. ...

ادامه مطلب

زنانی که شعر مردانه می سرودند

دمبدم همچو صبا گرد سرایت گردم تابرون آیی و خاک کف پایت گردم (جواهر العجایب، 968 ق: 137) دشوار است که بتوان قبول کرد در دوران حکومت مذهبی سختگیر شاه طهماسب، زنی عاشق شود در اطراف خانۀ معشوق بگردد و منتظر بیرون آمدنش باشد و چنین بسراید. این بیت حالات مردی عاشق را به ذهن متبادر می کند که مانند سگ اطراف خانۀ معشوق پرسه می زند و خود را خوار و خاک وی می کند. اما فخری هروی تذکره نویس قرن10 ( که در هند تذکره اش را نوشته) این بیت را به نام دختر غزالی یزدی آورده است؛ این بیت در اوج وقوع سرایی قرن دهم سروده شده، درست زمانی که غزل فارسی آکنده از عشق به معشوقان مذکر و خرد...

ادامه مطلب

شعری به نام وحشی بافقی

روز مرگم، هرکه شیون کند از دور و برم دور کنیدهمه را مست و خراب از می انگور کنیدمزد غـسـال مرا سيــــر شــرابــــــش بدهيد... این مثنوی محتوای شورانگیزی دارد و مردنی حماسی است. به نام وحشی بافقی شهرت یافته اما در دیوانش نیافتم. محتوای شعر خیلی جذاب است اما فرم شعر شلختگی دارد. زبان شعر وحشی تر از نام وحشی است و مطلقا به سبک وحشی نمی ماند. زیرا...

ادامه مطلب

مکتب بدون شاهکار در قرن دهم

نقش ادبی و تاریخی مکتب وقوع را می توان اینگونه به پرسش گرفت که: چرا از میان نزدیک به چهارصد شاعر وقوعی قرن دهم با آن دیوانهای مبسوط و زبانِ روان و عواطف رقیق، کسی در تاریخ ادبیات فارسی نام آور نشده است؟ به راستی مکتب وقوع شاهکار ندارد؟...

ادامه مطلب

فصلنامۀ نقد ادبی منتشر شد: شمارۀ 33. سال 9، ، بهار 1395

دوره و شماره: دوره 9، شماره 33 (1395)، بهار 1395 ...

ادامه مطلب

جدایی شعر فارسی از حکمت و دانش

شاید تصوری که فرهنگ ایرانی و بویژه جامعۀ ایران معاصر از صنفِ شاعران دارند کهن الگوی بازمانده از شخصیت شیدای بی قید و ناکام و شکست خوردۀ شاعران قرن دهم باشد. از دید معاصران ما لازمۀ شاعری، نازک دلی، شکستگی، سلوک رمانتیک، بی قیدی و هنجارگریزی است. در باور عمومی امروز ایرانی، شاعری با علم و عقلانیت سازگاری ندارد. از شخص کامیاب و خوش پوشِ منظم و معقول، شاعری نمی آید. شاعر اگر ......

ادامه مطلب

فناوری در کلاس صائب (1): طرح درس

آیا می توان یک طرح درس برای شعر صائب نوشت با سه هدف: آموزش مهارت در خواندن و فهم شعر صائب (انتقال اطلاعات زبانی، تاریخی، ادبی) آموزش تفکر انتقادی دربارۀ صائب و همطرزان وی آموزش نگارش خلاق با الگوی سبک و اندیشۀ صائب برای تحقق این اهداف از فنآوری نوین چه بهره ای می توان گرفت؟ شما که نسل امروزی ترید چه روشها و نکنیکهایی می شناسید؟...

ادامه مطلب