کتاب
ایرانیان و رؤیای قرآن پارسی
محمود فتوحی رودمعجنی
تهران: انتشارات سخن. 1403
243 ص
از دیرباز شنیدهایم و همچنان تا به امروز میشنویم که «شاهنامه، قرآنِ عجم است»؛ «مثنوی، قرآنِ پارسی است»؛ «دیوان حافظ، لسانالغیبِ پارسیزبانان است». این گزارهها همه گویای این واقعیت است که پارسیگویان از دیرباز تا به امروز، رؤیای دستیابی به یک اَبـَرمتنِ وَرجاوندِ پارسی را در سر میپروراندهاند؛ کتابی پارسی که از شأنِ فرهنگی و فَـرَّهمندی یک متنِ آسمانی برخوردار باشد. این رؤیای دیرین و پایدار با چیرگی گفتمان دین اسلام و زبان عربی بر فضای سیاسی و دینی سرزمینهای پارسیگویان، زاده شده و در بستر تاریخ هزار و دویست سالۀ ادبیات پارسی دری هرازگاهی از گفتار و نوشتار یکی از سخنوران سرشناس پارسیگوی سربرآورده است.
مسألۀ این کتاب، صورتبندی تاریخی همین رؤیای دیرینه است؛ یعنی اندیشۀ متن مقدس پارسی که چونان یک آرمان ملی و فرهنگی در میان پارسیزبانان از دیرباز تا امروز همواره به شکلهای مختلف روی نموده است. آرمانِ داشتن کتابی مقدس به زبان پارسی، یک ایده یا مفهوم تاریخمند است و برای آن، نقطۀ آغاز، سیر دگرگونی و چرخشهایی در تاریخ فرهنگی و ادبی ایران قابل تصوّر است. این پژوهش میکوشد این آرمان را بهمثابۀ یک مفهوم تاریخی با مجموعۀ کنشهایی که پیرامون آن شکل گرفته است بررسی کند و با پاسخ به پرسشهایی از این دست که: چه کسانی در برساختن این مفهوم نقش داشتهاند؟ در کدام دورۀ تاریخی و یا در کدام منطقه این مفهوم پرورش یافته است؟ کدام وضعیتهای تاریخی این مفهوم را دگرگون کرده است؟، لایههای تاریخی و معنایی را که در طول تاریخ بر ایدۀ قرآن پارسی درپیچیده است شناسایی کند و اصل ایده را از میان این لایهها بکاود و پیش چشم خوانندگان بگذارد.
این پژوهش با بهرهگیری از قاعدۀ زرین تبارشناسی وضعیت "مفهوم" را از اکنون میآغازد و نقطهبهنقطه بهسوی گذشته پیش میرود تا به زمان پیدایی مفهوم برسد؛ در مسیر تاریخ، نقطههای چرخش مفهوم و نوع دگرگونی و شرایط و عوامل و نتایج آن را شناسایی و تحلیل میکند. از آنجا که موضوع بررسی این جستار، فَـرَّهمندی ابرمتـنهای ادبی پارسی در گذر تاریخ است، از میان روشهای تاریخ ادبیاتنویسی، رویکرد تاریخ ادبی واکنشبنیاد یا هرمنوتیک بیشتر چنین پژوهشی را مدد خواهد رساند، زیرا پیشفرض این رویکرد این است که متن ادبی، برساختۀ فرهنگی ـ تاریخی است و معنا و هویت آن فراوردۀ واکنشهای اجتماعی، سیاسی و فرهنگی خوانندگان آن در زمانها و مکانهای گوناگون است. براساس روش مذکور، این پژوهش با سرگذشت متن و مؤلف آن تا زمان انتشارش، چندان کاری نخواهد داشت بلکه به شرایط فرهنگی حیات متن پس از انتشار و نحوۀ تعامل و واکنش خوانندگانش خواهد پرداخت.
کتاب پیشِ رو در نُه بخش، شامل دیـباچه، شش فصـل، فـرجامه و یک واژهنامه سامان یافته است:
فصل نخست دربردارندۀ بحثی نظری است پیرامون متنهای بزرگ کلاسیک که در این پژوهش با عنوان ابرمتن نامیده میشود. این فصل براساس دو ساحتِ گیتیانه و مینوی، دو گونه ابرمتن؛ یعنی"شاهکار" و "فَـرَّهمتن"را از هم متمایز میکند؛ سپس از دو مفهوم "زادمان" و "زیستمان" یک متن یعنی شرایط پیدایش و انتشار متن، و زیست آن پس از انتشارش سخن میگوید. همچنین دو مفهوم "سرشتِ متن" و "کارنوشتِ متن" را از هم جدا میکند. این مفهومسازیها کوششی است برای یافتن نگرگاه و تدارک الگویی تا بتوان دربارۀ شاهکارهای ادب پارسی و فَـرَّهمندی آنها در فصول بعدی کتاب بحث کرد و زمینۀ نظری را برای پاسخ به پرسش اصلی این کتاب فراهم کرد که آیا شاهکارهای ادبی فارسی به مرتبۀ فرهمندی و ورجاوندی راه یافتند یا نه؟
فصل دوم تصویری از وضعیت دو زبان پارسی و تازی را در سدههای سوم تا ششم هجری نشان میدهد و زمینۀ زبانی ـ فرهنگی مسألۀ پژوهش را میکاود چراکه مفهوم ابرمتن بر بستر زبان پدیدار شده است. باید زبانی بومی و پایدار که از پروردگی و فرهختگی بالایی برخوردار گردیده، وجود داشته باشد تا زمینۀ برآمدن متن ورجاوند فراهم گردد. بنابراین این فصل میکوشد تا تلاش پارسیگویان را برای پایدارسازی زبان بومی خود در برابر زبان بیگانه گزارش کند و زمینههای فرهنگی و زبانیای را نشان دهد که شعر پارسی را گسترانید و آن را برای تجارب دینی و مینوی وَرزانید.
فصل سوم، یک جستار تاریخی است دربارۀ رؤیای وحی و باور به اعجاز سخن در میان شاعران و نویسندگان پارسیزبان. این فصل با یک روش تبارشناسانه از امروز به آغاز تکوین زبان پارسی در سدههای نخست هجری میرود تا رؤیای ایرانیان برای دستیابی به تجربۀ وحی در زبان پارسی دری را از خلال ادعاها و گفتههای شاعران و نویسندگان مشهور، در یک سیر تاریخی از امروز به گذشته تا سدۀ سوم هجری قمری گزارش کند. در همین فصل، تبار تعبیر "قرآن پارسی" را از امروز تا سدۀ سوم هجری رهگیری میکنیم.
فصل چهارم از شاهنامه چونان یک ابرمتن ملی سخن میراند و دو سویۀ هنری و فرهمندی شاهنامه را بر پایۀ شواهد تاریخی گزارش میدهد تا دریابد که این شاهکار حماسی فارسی در چرخشهای تاریخی و سیاسی ایران چه سرگذشتی داشته است؟ در کجا و کی موضوع ستیزههای گفتمانی بوده و مخالفان و موافقانش چه موضعی در برابر آن گرفتهاند؟ فراز و فرود و گسست و پیوستِ زیست این منظومۀ بلند در تاریخ فرهنگ ایران چگونه بوده است؟ صفت "قرآن القوم" یا "قرآن عجم" در چه شرایطی و توسط چه کسانی به شاهنامه عطا شده است؟ آیا شاهکار فردوسی توانسته است در تاریخ فرهنگ و تمدن ایرانی در جایگاه یک فَـرَّهمتن بنشیند؟ و در پایان نیز خوانشهای متعدد شاهنامه با رویکردهای مختلف را دستهبندی و معرفی میکند.
فصل پنجم از مثنوی با لقب "قرآن پارسی" چونان ابرمتن عرفانی سخن میگوید و درجستجوی پاسخ این پرسشهاست که نخستین بار کی و در کجا مثنوی قرآن پارسی نامیده شد؟ چه مناسباتی میان مثنوی شریف با قرآن کریم وجود دارد؟ چرا با آنکه علمای بزرگ اهل تسنن و تشیع در ادوار مختلف با مثنوی معنوی به مخالفت ایستادهاند این کتاب از میدان فرهنگی ایران و اسلام بیرون نرفته است؟ وجوه غیبگرا و ورجاوند این متن چقدر در قدسی شدن آن نقش داشته است؟ ازهمینرو مراحل قدسیسازی مثنوی را از زمان خود مولانا تا فرقۀ مولویه و روزگار ما طرح میکند و دو سویۀ صناعتی و معنوی این کتاب را برمیرسد.
فصل ششم دیوان حافظ یا لسانالغیب را چونان ابرمتن آزادی و رندی فارسی به بحث میگیرد و به این پرسشها میپردازد: حافظ را از کی لسانالغیب گفتند؟ چه کیفیات صوری و معناییای در سخن حافظ هست که سخن او را غیبی و فرهمند میسازد؟ انکار و قبول شعر حافظ در تاریخ حیات متن چگونه بوده است؟ دیوان حافظ بیشتر با کدام گروه فکری یا ایدئولوژیک همسوست؟ از رهگذر این پرسشها، در این فصل از امتناع انتخاب از دیوان حافظ، تفأل و استخاره، مخالفخوانان حافظ و نقش هویتی حافظ در همزیستی و مدارا و بازتاب روح ایرانی در دیوان وی سخن میرود و درنهایت خوانشهای ناهمساز و گاه رویاروی از شعر حافظ در تاریخ حیات ششصدسالۀ این متن را در دو دستۀ همدلانه و منکرانه ردهبندی میکند.
و فرجامه نیز با جمعبندی یافتههای پنج فصل پیشین میکوشد پاسخی دهد به امکان یا امتناع تقدس یافتن ابرمتنهای فارسی.
دربخش پایانی کتاب نیز، اصطلاحات و واژگان مهم و کلیدی این پژوهش گردآوری شده و درباب ریشه و ساختمان این واژگان، تعریف دقیق آنها و کاربرد و شواهد آن در دیگر متون بهاختصار بحث شده است.
کتاب حاضر را میتوان روایتی فشرده دانست از پویایی زبان پارسی دری و پویش هزارسالۀ آن، که از تلاش برای پایدارسازی و نمایندگی هویت ایرانی آغاز میشود و به سوی بالندگی معنوی و ورجاوندی زبان فرامیرود. این کتاب بخشی از این تکاپوی هزارساله را بهصورت برجستهترین رویدادها در تاریخ حیات سه ابرمتن در فرهنگ ایرانی (شاهنامه، مثنوی، دیوان حافظ) ارائه میدهد و تلاش دارد دستمایۀ معتبری برای فهم چگونگی و چرایی فرهمند شدن یا نشدن ابرمتنهای پارسی فراهم سازد.
کاروند پارسی...ما را در سایت کاروند پارسی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 16