
چَه چَهِ بال فرشتگانکه در لاجورد جانها فرو میپاشندتنها از حنجرۀ تو برمیآیداز جهان جان میگیردت میپیچدت در چنگ تار و نتتا گوشهای شوی از نغمات وجودآوای هست و نیستبیرنگ و بینژادبی هر اعتقادبیسعادت است که نمینیوشدَتسنگواره است که نمیخواهدت بشنودسفیه است که نمیگذارد بشنویمتنغمههای لاهوتی از جهان جان تو بالا میآیندپیامآوری با اعجاز آوازویولون برابر کمانچهبربط در برِ دفمضراب بر شانۀ تار همه ایستاده به تحریر وحیاعجاز حنجرۀ پارسیخاتمُ النغمات است بخوانید...
ادامه مطلب
روی لباس رئیس پاسگاه همیشه لکه های عرق خشک شده بود مثل نقشۀ جغرافی روی دیوار کلاس پنجم که نم زده بود و روی دریای خزرش نمِ کاهگل یک ابر قهوهای درست کرده بود.بچهها را در سرازیری تپه پشت مدرسه نشاندند مرتب توی صف. ما کلاس اولیها جلوی همه نشستم روی خاک. خوب میتوانستم از نزدیک همه چیز را ببینم.آقای مْدْیر، یک پاکت مقوایی از کیفش در آورد و از توی آن چیزی در آورد مثل یک...
ادامه مطلب
تا سی و هفت نوروز پس از آن اسفند سیاه، آنقدر این حماسه را مشق کردهام که دیگر یقینم شده وقتی همه از نیزار برگشتند من با عقل سرخ ماندهام تا امروز که آخرین سیزدهبدر قرن چهاردهخورشیدی است. توس مانند تمام شهرهای بزرگ جهان در قرنطینۀ یک ویروس انسانکُش است. نمیتوانم بروم ماهی سرخ و سبزۀ نوروزی را به آبهای روانبسپارم. میرویم پشت بام هفت طبقۀمنزل دایی. توس آرام و استوار خوابیده:«شهر خاموش من آن روح بهارانت کو؟ شو وشیدایی انبوه هزارانت کو؟»حماسۀ نیزار را برای دایی میگویم:...
ادامه مطلب
روز مرگم، هرکه شیون کند از دور و برم دور کنیدهمه را مست و خراب از می انگور کنیدمزد غـسـال مرا سيــــر شــرابــــــش بدهيد... این مثنوی محتوای شورانگیزی دارد و مردنی حماسی است.به نام وحشی بافقی شهرت یافته اما در دیوانش نیافتم. محتوای شعر خیلی جذاب است اما فرم شعر شلختگی دارد. زبان شعر وحشی تر از نام وحشی است و مطلقا به سبک وحشی نمی ماند. زیرا...
ادامه مطلب
دوره و شماره:دوره 9، شماره 33 (1395)، بهار 1395...
ادامه مطلب