کاروند پارسی

در این صفحه می‌توانید تمام مطالب مرتبط با «شعر به نام خداوند رنگین کمان» را مشاهده کنید. آخرین مقالات و منابع در دسترس هستند.

خلاصه مطالبی که در این صفحه می خوانید : خاتم النغمات پارسی: (به یاد استاد شجریان) و داستان کوتاه : بهداشت دندان و داستان کوتاه: شاهنامۀ کوچک من و ابیاتی از شعر وقوعی قرن دهم و زنانی که شعر مردانه می سرودند و شعری به نام وحشی بافقی و فصلنامۀ نقد ادبی منتشر شد: شمارۀ 33. سال 9، ، بهار 1395 و جدایی شعر فارسی از حکمت و دانش

با استفاده از لینک های زبر می توانید به مطالب مورد نظر خود در سایت کاروند پارسی دسترسی پیدا کنید

خاتم النغمات پارسی: (به یاد استاد شجریان)

چَه چَهِ بال فرشتگانکه در لاجورد جانها فرو می پاشندتنها از حنجرۀ تو برمی آیداز جهان جان می گیردت  می پیچدت در چنگ تار و نتتا گوشه ای شوی از نغمات وجودآوای هست و نیستبی رنگ و بی نژادبی هر اعتقادبی سعادت است که نمی نیوشدَتسنگواره است که نمی خواهدت بشنودسفیه است که نمی گذارد بشنویمتنغمه های لاهوتی از جهان جان تو بالا می آیندپیام آوری با اعجاز آوازویولون برابر کمانچه بربط  در برِ دفمضراب بر شانۀ تار همه ایستاده به تحریر وحی اعجاز حنجرۀ پارسیخاتمُ النغمات است   ...

ادامه مطلب

داستان کوتاه : بهداشت دندان

روی لباس رئیس پاسگاه همیشه لکه های عرق خشک شده بود مثل نقشۀ جغرافی روی دیوار کلاس پنجم که نم زده بود و روی دریای خزرش نمِ کاه گل یک ابر قهوه ای درست کرده بود. بچه ها را در سرازیری تپه پشت مدرسه نشاندند مرتب توی صف. ما کلاس اولی ها جلوی همه نشستم روی خاک. خوب می توانستم از نزدیک همه چیز را ببینم.آقای مْدْیر، یک پاکت مقوایی از کیفش در آورد و از توی آن چیزی در آورد مثل یک...

ادامه مطلب

داستان کوتاه: شاهنامۀ کوچک من

تا سی و هفت نوروز پس از آن اسفند سیاه، آنقدر این حماسه را مشق کرده ام که دیگر یقینم شده وقتی همه از نیزار برگشتند من با عقل سرخ مانده ام تا امروز که آخرین سیزده بدر قرن چهارده خورشیدی است. توس مانند تمام شهرهای بزرگ جهان در قرنطینۀ یک ویروس انسان کُش است. نمی توانم بروم ماهی سرخ و سبزۀ نوروزی را به آبهای روان بسپارم. می رویم پشت بام هفت طبقۀ منزل دایی. توس آرام و استوار خوابیده: «شهر خاموش من آن روح بهارانت کو؟ شو وشیدایی انبوه هزارانت کو؟»حماسۀ نیزار را برای دایی می گویم:...

ادامه مطلب

ابیاتی از شعر وقوعی قرن دهم

در چند سال اخیر فرصتی دست داد تا هزار بیت وقوعی از دیوانهای وقوعیان و تذکره های قرن دهم و پس از آن گردآوری کنم. امیدوارم که بتوانم آنها را به خوانندگان عزیز شعر فارسی تقدیم نمایم. بیتهای وقوعی گرچه خالی از خیال و مجاز و استعاره است، اما جزئیات حالات و رفتارهای عاشق و معشوق را با دقت به تصویر می کشد. البته نه تصویر خیالی، بل تصویر زبانی نزدیک به امر واقع. شما می توانید حالت چهرۀ معشوق را در بیت 1، 11، در ذهن مجسم کنید. ...

ادامه مطلب

زنانی که شعر مردانه می سرودند

دمبدم همچو صبا گرد سرایت گردم تابرون آیی و خاک کف پایت گردم (جواهر العجایب، 968 ق: 137) دشوار است که بتوان قبول کرد در دوران حکومت مذهبی سختگیر شاه طهماسب، زنی عاشق شود در اطراف خانۀ معشوق بگردد و منتظر بیرون آمدنش باشد و چنین بسراید. این بیت حالات مردی عاشق را به ذهن متبادر می کند که مانند سگ اطراف خانۀ معشوق پرسه می زند و خود را خوار و خاک وی می کند. اما فخری هروی تذکره نویس قرن10 ( که در هند تذکره اش را نوشته) این بیت را به نام دختر غزالی یزدی آورده است؛ این بیت در اوج وقوع سرایی قرن دهم سروده شده، درست زمانی که غزل فارسی آکنده از عشق به معشوقان مذکر و خرد...

ادامه مطلب

شعری به نام وحشی بافقی

روز مرگم، هرکه شیون کند از دور و برم دور کنیدهمه را مست و خراب از می انگور کنیدمزد غـسـال مرا سيــــر شــرابــــــش بدهيد... این مثنوی محتوای شورانگیزی دارد و مردنی حماسی است. به نام وحشی بافقی شهرت یافته اما در دیوانش نیافتم. محتوای شعر خیلی جذاب است اما فرم شعر شلختگی دارد. زبان شعر وحشی تر از نام وحشی است و مطلقا به سبک وحشی نمی ماند. زیرا...

ادامه مطلب

فصلنامۀ نقد ادبی منتشر شد: شمارۀ 33. سال 9، ، بهار 1395

دوره و شماره: دوره 9، شماره 33 (1395)، بهار 1395 ...

ادامه مطلب

جدایی شعر فارسی از حکمت و دانش

شاید تصوری که فرهنگ ایرانی و بویژه جامعۀ ایران معاصر از صنفِ شاعران دارند کهن الگوی بازمانده از شخصیت شیدای بی قید و ناکام و شکست خوردۀ شاعران قرن دهم باشد. از دید معاصران ما لازمۀ شاعری، نازک دلی، شکستگی، سلوک رمانتیک، بی قیدی و هنجارگریزی است. در باور عمومی امروز ایرانی، شاعری با علم و عقلانیت سازگاری ندارد. از شخص کامیاب و خوش پوشِ منظم و معقول، شاعری نمی آید. شاعر اگر ......

ادامه مطلب